تبليغاتX
از هیچ کجا تا خداحافظ
 
+ یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 4 PM محمد ياسر هدايتي |

 

+ سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 9 AM محمد ياسر هدايتي |

« غربت» و «غريب» از آن دست مضاف يا مضاف‌اليه‌هاي كاربردي براي واژه انسان است كه مخصوصا بعد از اومانيسم آن را از زواياي بسياري مي‌توان به نظاره نشست.

روانشناسي، عرفان، اسطوره‌شناسي، فلسفه، ‌هنر و... پنجره‌هايي است كه از آنها انسان غريب يا غربت انسان را مي توان پي گرفت و شناخت و بازشناساند.در فرهنگ ايراني-اسلامي ما نيز اين مفهوم در بسترهاي مختلفي شرح و بسط مي‌شود،‌ غربت و غريب بودن اما در زبان مذهبي و فرهنگ توده‌ ما خود حكايتي غريب است.

ما سيزده كهكشان روشن بعد از وجود مقدس نبوي را غريب زادگاني مي‌دانيم كه قدسيان به معرفت و شناسايي‌شان آگاه‌ترينند و ما به خاطر طينت سفله« صلصال كالفخار»‌مان از معرفت زميني ايشان عاجزيم و اين هم از منظري روانشناختي قابل تبيين و صحبت است و هم با نگاهي جامعه‌شناختي و با تدقيق در سيره ايشان و تاريخ زيست و تعامل مردم با اين خاندان علوي.

همه اين خاندان در نظر ما غريبند، از آنجا كه روزگارشان نتوانست قدر آنها را بجا آورد، به معرفتشان نائل شود و حتي فراتر از آن نتوانست وجود مباركشان را تحمل كند و اينچنين اوتاد جامعه صدر اسلام هر يك با غربتي دوچندان جان نيز بر سر اين غربت نهادند و جز چهاردهمين معصومي كه حكم قضا بر فرمانروايي آخرين او بر زمين و زمان رفته، همه جام قريب شهادت را نوشيدند.

آنچه در شرح مجمل توصيف اين غربت رفت امروز خود غربت است و شاهد آن حضرت غريب‌الغربايي كه دور از جانان خود در فرسنگ‌ها فاصله از خاندان رسالت در طوس اكنون تربتش كعبه اهل نظر است.تربتي كه پاس احترام ظاهر آن را انصافا تا دوردست‌ترين‌ها برده‌ايم. تا جايي كه مشهد رضوي اولين شهر زيارتي جهان است و آمار زائرين آن از مكه مكرمه نيز فراتر رفته.اما...  

جان شيفته حضرت نور، امام صادق (ع) مشغول تلاوت آسمان بود.كسي از مخلصين نزد ايشان آمد. شتابان و سرخ‌جان، با شنيدن صداي تلاوت حضرت كمي آرام شد. حضرت با ان الله مع‌الصابرين، صدق‌الله گفت؛ پرسيد: چگونه‌اي؟‌مرد انگار كوه داغ چند ساله شيعه از دوشش بر زمين افتاد؛ چرا قيام نمي‌كنيد؟

: مگر من چقدر شيعه دارم؟ مرد نگاهي به ديوار معطر اطراف امام (ع) انداخت و با نفسي عميق عددي را گفت: امام گفتند: با من بيا.صحرا غرق ابر بود و گوسفندان به چراي محتوم‌ خويش مشغول بودند. چوپان تا حضرت (ع) را ديد گل از گل جانش شكفته شد و زانوي ادب زد. حضرت به مخلص همراه گفتند: اين مرد چند گوسفند دارد؟  9 رأس .حضرت نگاهي به آسمان كرد و فرمودند اگر من به همين تعداد شيعه داشتم قيام مي‌كردم. راستي طبق نقل اكثر تواريخ معتبر در حوزه درسي امام صادق تنها 4000 شاگرد وجود داشته است.

 يادتان هست كه هر سال تولد امام صادق (ع) اين را چقدر مي‌شنويم!

+ جمعه دوم آذر 1386ساعت 12 PM محمد ياسر هدايتي |